خلاصه: «درخت بیمغز» اثری کمحجم اما پرمغز است. بوداداسه با قلمی روشن و بیپیرایه، مفهوم دشوار تهیت را به تجربهای زیسته تبدیل میکند. ترجمهی عمویی نیز روان و وفادار است. برای علاقهمندان به عرفان بودایی و ذن، این کتاب پنجرهای تازه به سوی آرامش ذهن میگشاید.
کتاب «درخت بیمغز» نوشته رهرو بوداداسه، با ترجمهی روان بهار عمویی، اثری عمیق و تأملبرانگیز در حوزهی عرفان و ادیان است که به آموزههای سیذارتا گوتمه، بودا، دربارهی «تهیت» میپردازد. تهیت به معنای «چنینبودن» یا واقعیت بیواسطهی هستی است؛ مفهومی که بودا آن را کلید رهایی از رنج میدانست. این کتاب با زبانی ساده اما پرمعنا، خواننده را به سفری درونی دعوت میکند تا با رها کردن ذهنهای پر از پیشداوری و تحلیل، به تماشای بیواسطهی لحظه بنشیند. نویسنده با بهرهگیری از داستانها، تمثیلها و تمرینهای عملی، نشان میدهد چگونه میتوان از چرخهی بیپایان خواستن و وابستگی رها شد و به آرامش اصیل دست یافت. «درخت بیمغز» نه یک کتاب صرفاً نظری، بلکه راهنمایی کاربردی برای زندگی روزمره است. هر فصل آن، مانند شاخهای از درخت معرفت، خواننده را به ریشههای ذهن آگاه نزدیکتر میکند. اگر به دنبال درکی تازه از بودیسم، مراقبه و عرفان شرقی هستید، این اثر با ۲۳۴ صفحه، جلد شمیز و قطع پالتوئی، همراهی ارزشمند برای شماست. نشر مکتوب با چاپ سوم خود در سال ۱۴۰۴، این گوهر کمحجم اما ژرف را به علاقهمندان فلسفه و معنویت تقدیم کرده است.